آسمان من
دلنوشته های پاییزی من تقدیم به دلهای بهاری شما عزیزان

     صدای پای قلبم را به تو هدیه کردم وقتی که دیدگانت مرا نظاره کرد ، گم شده بودم در وجودی که پر از نگاه تو بود ،‌آنجا بود که زندگیم را فقط در تو دیدم و بس!

     تو همچون پنجره ایی که خورشید را نیز به بند می کشد و من جز نگاهی که فقط با تو دنیا را می بیند چیزی نخواهم بود ، تو یعنی تمام زندگیم ، یعنی ترانه های سرودنی ، یعنی نگاهی تازه رو به فردا...


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٢/٢٢ به قلم هادی دشتی

کاش می توانستی...

                               کاش می توانستی دلتنگیهایم را جارو بزنی در حالی که

اندکی از دیدار چشمانت نمیگذرد.

       دوستت دارم به جرم عاشق شد، کاش می شد اندکی از نگاهت را قرض بگیرم

تا دلواپسی تنهائیم را تسخیر نکند.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٢/۳ به قلم هادی دشتی
قالب وبلاگ